عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

206

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

أقول لأهل الشّعب اذ يأسروننى * ألم تيأسوا أنّى ابن فارس زهدم « 1 » ؟ كه « الم تيأسوا » به معناى « ا لم تعلموا » است . » « 2 » . ابو حيّان مىگويد : « يأس در اين جا به نظر بيشتر مفسّران به معناى علم [ دانستن ] است . گويى چنين گفته شده : آيا مؤمنان ندانستند ؟ قاسم بن معن مىگويد : « اين قرائت ، طبق لهجهء هوازن و ابن كلبى گفته است : طبق لهجهء [ وهبيل ] طايفه‌اى از قبيلهء نخع مىباشد » « 3 » . بنابراين ، لغت ، مشكلى در هماهنگى بين معناى دو قرائت ايجاد نمىكند بلكه يكى از اين دو قرائت ، مسؤول تفسير قرائت ديگرى است كه معناى آن در بافت معنايى آيه [ سياق ] مبهم نموده است . اگر - بعد از اين سخنان - خواننده بپندارد كه بين دو قرائت اختلافى در رسم الخط عثمانى وجود دارد ، ضرورى است به سخن ابو حيّان در دفاع از قرائت [ افلم يتبيّن ] مراجعه كند كه گفته است : « اين قرائت ، قرائت تفسيرى « افلم ييئس » نيست ، چنان كه ظاهر سخن زمخشرى بر آن دلالت دارد [ الكاشف ، ج 2 ، ص 530 ] بلكه قرائتى است مستند به پيامبر [ ص ] و سازگار با متن نگاشته شدهء اجماعى ، رسم الخط عثمانى ؛ چون در اين رسم الخط ، « ييأس » بدون همزه « ييس » نوشته مىشود مانند قرائت « فتبيّنوا » و « فتثبّتوا » كه سازگار با رسم الخط عثمانىاند و هر دو در قرائتهاى قراء سبعه آمده است [ النشر ، ج 2 ، ص 251 ] . امّا آن كه مىگويد : « نويسنده ، « افلم ييئس » را در حال چرت زدن نوشته و دندانه‌هاى « سين » را كشيده تا به صورت « افلم يتبيّن » در آمده ، سخن زنديقى ملحد است . » « 4 » . بعد از سخنان ابو حيّان ، ديگر نمىتوان چيزى افزود . حداكثر چيزى كه در اين خصوص مىتوان گفت ، آن است كه اين دسته روايتها به خاطر خروج از وجوه مشهور قرائت ، شاذ به حساب مىآيند .

--> ( 1 ) [ به مردم شعب [ اسم مكانى ] وقتى مرا اسير مىكنند ، مىگويم : آيا ندانستيد كه من پسر آن سوار كار زهدمم [ زهدم ] نام اسب بشر بن عمرو برادر عوف بن عمرو جدّ سحيم بوده است . بنگريد به : تاج العروس ، ج 17 ، ذيل ( يئس ) و نيز : لسان العرب ، ج 6 ، ذيل همان و نيز : معجم البلدان ، ج 3 ، ذيل ( شعب ) . شرح بيت را ببينيد در : الكشاف ، ج 1 ، ص 261 ، زيرنويس شمارهء 2 . ] . ( 2 ) ابن جنّى ، المحتسب ، ص 87 . ( 3 ) ابو حيّان ، البحر المحيط ، ج 5 ، ص 392 . ( 4 ) همان ، ص 392 . [ مقايسه كنيد با : تاج العروس ، ج 17 ، ص 50 ] .